تبليغاتX
به وبلاگه خودتون خوش اومدید
چهارشنبه دوازدهم دی 1386 10:3

از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقدر سرش شلوغه که به خودم نمیرسه

......................................

تركه ميره گل فروشي ميگه گل بنفشه دارين؟يارو ميگه نه،تركه ميپره و تخماي گلفروشه رو ميگيره، گلفروشه ميگه ولم كن،تركه ميگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت،تخمش رو بگير

......................................

آدمها معمولا دو دسته اند

1:سيگاري

2:كو…ي     

 من خوشحالم كه تو سيگاري نيستي

......................................

تركه میره داروخانه میگه : ۱۰۰۰تا كاندوم بدين

میگن : برا چی میخوای؟

میگه : با يكی دعوام شده ، میخوام هفت جد و آبادشو بك..م

......................................

بر اساسه آخرين مصوبه مجلس 3 دسته از دادن ماليات معاف هستند :

1. زنه جن؟ده

2. مرده نونده

3. تويه ک؟ونده

......................................

تهرانيه به تركه ميگه: ‌بگو بلوط،‌ تركه ميگه: بلوط. تهرانيه ميگه: ..يرم تو گلوت! تركه حسابي بهش بر ميخوره،‌ با خودش ميگه من بايد حال اينو بگيرم. ميره يه هفته فكر ميكنه،‌ هفته بعد مياد به تهرانيه ميگه: بگو شلغم. تهرانيه ميگه:‌ شلغم. تركه ميگه:‌ ..يرت تو حلقم

......................................

 توي شهر ببم جان مراسم افتتاح بوده. بزرگ شهر دولا ميشه كه كلنگ اول رو بزنه، يه دفعه همه داد ميزنن: دسته گل محمدي، چه قمبلي به هم زدي

......................................

توي هيات ناهار ميدادن، اول خانوم‌ها غذا خوردند. بنده خدا پشت بلندگو اعلام مي‌كنه: خانوم‌ها بي‌زحمت جلوشون رو تميز كنند تا آقايون بيان بخورند

......................................

توي شهر خوش غيرت، يه پيرزني بوده كه توي حموم

عمومي زنونه، داروي نظافت مي‌فروخته. بعد از يه مدت اين پيرزنه به رحمت خدا ميره. توي تشييع جنازه‌اش، مردها مي‌خوندند: «خدا رحمت كنه فخر النساء رو / كه برق مي‌انداخت شب جمعه ک… رو

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 10:8
به غضنفر مي گن سفره حج چطور بود مي گه عالي ،خيابوناش تميز ، برجاش بلند ، ماشينا همه اخرين مدل يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم

......................................

بنده خدا و يارو ميرن حج، در حال اجراي مراسم سنگ زدن به شيطان بودند كه بنده خدا به يارو ميگه: سنگام تموم شده، حالا چيكار كنم؟ يارو جواب ميده: كوتاه نيا، فحش بده!

......................................

به يارو ميگن: اينجا چيكار مي‌كني؟ يارو ميگه: پس كجا چيكار كنم؟!

 .....................................

از شمع يک چيز آموختم:ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم

 .....................................

بهghazanfarمي گن نظرت راجب گرون شدن بنزين چيه؟ ghazanfar مي گه براي ما که فرقي نمي کنه ما همون 1000تومن بنزين رو مي زنيم

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 22:9

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي
 ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم
مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات
 چيكارس؟ ميگه: باباي من
رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته
 بشه روبايد اول باباي من امضا
كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري.
 باباي من عمري پوز باباي تورو
ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟
 پسره ميگه: باباي من نمايندة
مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري
 قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي
برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي
 من پشم هم نيستن! اون دو تا
ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه:
 باباي من سرباز صفره... جلوي
خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره،
 ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون

.........................................


ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر
 رفيق بودن. باري، از بخت بد،
ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن
 تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا
اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم
 آخري يك پولي مينداختن تو قبر.
خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي
 گريه زاري ميكنه و آخر هم دست
ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد
 رشتيه مياد باز كلي آه و ناله
ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري
 ميندازه تو قبر. آخري نوبت
اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه
 زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه:
شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول
 بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني
مي‌نويسه ميندازه تو قبر،
 بيست‌هزارتومن بقيشو برميدار

.........................................


يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن
 ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه
بالا شهريها بهش ميگن تفاهم

.........................................

سه نفر مي‌خواستن حكم بازي كنن، يك پار
 كم داشتن. يكيشون ميگه: اصغرجون
قربون دستت،‌ ببين كسي رو سر كوچه گير
 مياري؟ اصغر از پنجره يك نگاه
ميندازه تو كوچه،‌ مي‌بينه يك بابايي
 واستاده سر چهار راه، دستش رو هم
كرده تو جيب شلوارش، داره واسه خودش سوت
 مي‌زنه. اصغر از همون بالا داد
مي‌زنه: آقا! بازي ميكني؟!! يارو هول
 ميشه،‌ ميگه:‌ نه به خدا،‌ دارم
تنمو مي‌خارونم


.........................................

مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم
 ساعتي كه مي گذره بچهه ميگه خوب
ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم

.........................................


ملا نصرالدين خرش رو گم كرده بود و داشت
 خدا رو شكر ميكرد ازش ميپرسن:
ملا چرا داري اينقدر شكر ميكني؟ ملا
 ميگه: خدارو صد هزار مرتبه شكر من
سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون
 زبان بسته گم شده بودم

.........................................


اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار
 ميكردن. يك روز ساعت ناهار,
اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه
 قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه
سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه،
 من خودمو از اين برج پرت ميكنم
پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه،
 ميبينه كله ماهي داره .. اونم
شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين
 باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين!
آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته
 داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه:
ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم
 ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم
پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و
 در غذاها رو باز ميكنند و از
قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم
 خودشون رو پرت ميكنند پايين! پليس
مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ
 زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن
اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم,
 تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي
درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه
 ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي
ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست
 نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به
ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين
 خودش واسه خودش غذا درست
ميكرد!!!

.........................................

دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل
 رو سرويس كرده بودن، ديگه هروقت
هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن
 زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر
بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ
 محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين
بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو
 درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من
زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي
 بياريدشون. خلاصه اول داداش
كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه:
 پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره
جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و
 نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه:
پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره
 پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار
كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش
 نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد
ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره
 مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش،
در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش
 مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه:
بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن
 ما برش داشتيم

.........................................


يه تركه ويه عربه داشتند با هم دعوا
 ميكردند وبه هم فحش ميدادنديهو.تركه
شروع ميكنه به خنديدن ميگن چرا ميخندي
 ؟ميگه اخه من دارم بهش فحش ميدم
اون داره برام قران ميخونه((فکر م کرده هر
 ک  عرب  حرف م زنه قرآن داره
م خونه))

.........................................


عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه
 خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و
تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد
 ميزنه بساط منقل و وافورش رو
به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور
 همينجوري هاج و واج نشسته بوده
داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين
 ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند
ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب
 عملي با هزار بدبختي، خودشو
ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه
 ده-يازده ساله واستاده، هي داد
ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه،
 ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب
منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو
 بهم بزنم كه!!!

.........................................


يه روز دختره و پسره داشتن تو خيابون قدم
 ميزدن دختره بر ميگرده به دوست
پسرش ميگه : دوس داري اونجائي رو كه ديروز
 آمپول زدم رو نشونت بدم ؟؟
پسره همچين با هول ميگه آره آره .. دختره
 ميگه : اون ساختمون روبروئي
طبقه دوم

.........................................

يارو پيرمرده ميره دكتر، دكتره (علاوه بر
 نيم كيلو قرص و آمپول) براش
آزمايش اسپرم مينويسه. پيرمرده ميپرسه:
 دكتر جون، جريان اين آزمايش اسپرم
چيه؟ دكتره ميگه: چيزي نيست پدرجان، شما
 اين شيشه رو بگير ببر خونه، شب
يك حالي به خودت بده، نتيجه رو بريز تو
 اين شيشه. خلاصه پيرمرده شيشه رو
ميگيره ميره خونه، فردا برميگرده مطب،
 دكتره ميبينه شيشه همچنان خاليه.
ميپرسه: چي شد پدرجان، اين شيشه كه
 خاليه؟ پيرمرده ميگه: نشد دكترجان..
نشد! دكتره ميپرسه: يعني چي نشد؟ پيرمرده
 ميگه: والله من ديروز رفتم
خونه، اول با دست راست امتحان كردم،
 ...نشد. بعد با دست چپ امتحان كردم،
بازم نشد. بعد با دو دست.. نشد كه نشد. خانم
 روصدا كردم، خانم با دست چپ
امتحان كرد، نشد. با دست راست امتحان
 كرد، نشد. حتي با دهن امتحان كرد،
باز هم نشد! خلاصه كبري خانم زن همسايه رو
 صدا كرديم، ايشون با هر دو دست
امتحان كردن، نشد.. حتي گذاشتش لاي
 زانوش... نشد كه نشد! دكتره كف ميكنه،
ميگه: خانم همسايه رو هم صدا كردين؟!
 پيرمرده ميگه: بــعــلــه دكتر جون،
خلاصه كه هرچي چندنفري زور زديم، در اين
 شيشة صاب‌مرده باز نشد كه نشد

.........................................

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

چهارشنبه دهم مرداد 1386 15:45

هنوزم نمیخواید نظر بدین

دیگه این همه جوکه جدید نظر بدین

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

پنجشنبه چهارم مرداد 1386 12:41

 

نظر یادتون نره

...........................................

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟


پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.

...........................................

جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد: خسرو و فرهاد

...........................................

نلسون ماندلا در کتاب خاطرات خود می نویسد : در مبارزاتم زنم نقش دست راستم را بازی می کرد و در زندان دست راستم نقش زنم را

...........................................

به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟
میگه ایلده خر هار گازم گرفت!!

...........................................

دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود يه سكه ميندازم پائين .. شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟ پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم . دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم . الان تو دست خودمه

...........................................

ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!

...........................................

يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم

...........................................

مامانه به بچش ميگه كه عزيزم و قتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميكني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميكنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز كه بابا ميخواست بوسش كنه زد تو صورتش

...........................................

از سایت آوای آزاد: اگر شوهر آدم برنامه نويس باشد...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer


...........................................

جوایز بانک بسیجیان:2 دستگاه تانک ذولفقار , 2000 متر پارچه چفیه, 5000 بلیط سفر پیاده به کربلا.هر 1متر ریش در هر روز 1 امتیاز.

...........................................

يه تركه ميره مشهد. وقتي از دور كنبد حرم رو مي بينه ميگه يا امام رضا چرا با اين همه طلايي كه داري هشتم شدي؟
...........................................

متن پيام تبريک حضرت آیت‌الله جنتی به جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمخور منتخب و محبوب ملت ایران اسلامی:
ای قشنگتر از پريا... تنها تو کوچه نريا... اصلاح طلبا دزدن کاپشن ‌ِت رو ميدزدن ...!!
 
...........................................

از اونجا كه تو مملكت آمريكا، مثل ما تكنولوژي ماشيني ندارن، هنوز پليس اسب‌سوار تو خيابونا مي‌چرخه و ميتونين گهگاهي برين با دمش بازي كنين.
يه روز يكي از همين پليس‌ها سر يه چهارراهي وايساده بوده سوار اسب! يهو يه پسربچه‌ي 7-8 ساله با يه موتور كوچولوي نو و براق پيداش مي‌شه.
پليسه كه مي‌بينه موتوره خيلي نو و صفره، به پسره مي‌گه: پسر كوچولو موچولو، اين موتور رو بابا نوئل بهت داده؟
پسره هم واسه اين كه نزنه تو ذوق پليسه مي‌گه آره!
پليسه مي‌گه: خب، پس اين قبض جريمه‌ي 20 دلاري رو هم من بهت مي‌دم كه دفعه‌ي ديگه يادت نره پلاكشو بهش وصل كني!
پسره‌هم كه حسابي پكر شده بوده، در حالي كه داشته برگ جريمه رو مي‌گرفته مي‌گه: آقاي پليس اسب سوار(!) اين اسب رو بابا نوئل به شما اعطا نموده؟ پليسه هم يه لبخندي از روي مهر و محبت پدري...اِ يعني قزويني...مي‌زنه و ميگه آره پسرم، بابا نوئل اينو داده بهم!
پسره مي‌گه: خب پس از دفعه‌ي ديگه كه خواست بهت اسب بده بهش بگو كه دول اسبه رو عوض اينكه رو زينش بنشونه و لباس پليس تنش كنه، از زير تخماش آويزون كنه!

...........................................

تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که 1 گوز کاردرست بیشتر از 10 قرص X شادی آفرین است.
 
...........................................

یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است.
 
...........................................

اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار
 
...........................................

المپيک آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلين 3-پرتاب عمامه

...........................................

فیلمهای برگریده جشنواذه قم:
آخوندی با کفشهای کتانی
امامه ای برای دو نفر
صیغه شدگان
ابا قرمزی
من بچه شیخ 15 سال دارم

...........................................

از یه قزوینی می پرسند کو ن چند حرف در جواب قزوینی میگه کو ن اصلا حرف نداره!

...........................................

وزارت بهداشت خوردن کوس را مضر اعلام کرد چون حاوی :
3% شاش
2% اسید
3% گوشت
4% چربی
2% پشم
6% ترشحات
و
80% اعتیاد آور است

...........................................

در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ‌كورن» مجددا به «چس فيل» تغيير يافت

...........................................

سه كار غير ممكن: شاليكاري در قزوين، تشخيص هويت در رشت، آدم شناسي در اردبيل

...........................................

يه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم
 
...........................................

از برره ايه مي پرسن چرا جورابات يكي رنگش سفيده اون يكي مشكي؟ مي گه:من نوه دانم... يه دست ديگه هم در خانه داشته بيدم ان هم اي جوري بيد
...........................................

یه ترکه میره در مسابقات رالی شرکت میکنه.... توی راه مسافر سوار میکنه

...........................................

یه ترکه زنش سبزه بوده، سیزده به در از ماشین میندازتش بیرون
...........................................

یه برره ای عينک دودی ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزنی ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چی کار ميکنی ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار. عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چی ميزنی ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار میکردی ؟

...........................................

یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین

...........................................

يه روز يه بچه‌ي 4-5 ساله‌ي تخم جن مياد پيش مامانيشو مي‌پرسه: ماماني، من از كجا اومدم؟

مامانش كه خجالت مي‌كشيده قضيه‌ي سوراخ بودن كاندومه‌ رو تعريف كنه مي‌گه: عزيزم، خدا تو رو فرستاد (توضيح مترجم: فقط نمي‌دونم خدا چرا عوض اينكه تو رو صاف بفرسته رو زمين اول فرستادت تو فلان جاي من بدبخت كه مجبور شم اون همه زور بزنم تا بياي بيرون!)

بچه‌هه يه كم تفكر منطقي مي‌كنه و باز مي‌پرسه: خود تو از كجا اومدي؟
مامانه بازم جواب مي‌ده: من رو هم خدا فرستاده!
تخم حروم باز ول كن نمي‌شه و مي‌پرسه: بابا و بابا بزرگ و مامان بزرگ از كجا اومدن؟
مامانه مي‌گه: اون پدرسگا رو هم خدا فرستاده!

بچه‌هه يه كم فكر مي‌كنه و مي‌گه: عجب، پس با اين حساب در طي صد سال گذشته كسي تو خونواده‌ي ما سكس نداشته! عجيب نيست كه همه‌تون انقدر عقده‌اي و سگ اخلاقين!
 
...........................................

میدونی معنی کلمه ی love چیه؟
l : لایق دوست داشتن بودن
o:امیدوار بودن به اینده ای روشن
v : وفا دار بودن در عشق
e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست
 
...........................................

میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه.
 
...........................................

اینم واسه اونایی که sms تکراری میدن:

الیوم ارسال اس ام اس تکراری حرام میباشد و کفاره آن آموزش منطق به 60 ترک ، آموزش غیرت به 60 رشتی و 60 بار شرکت در نماز جمعه قزوین است.
 
...........................................

یه جوجه بسیجی عاشق یه دختر چادری سفت و سخت میشه و براش میخونه:
میخونم به هوای تو پری چهر چقدر جای تو توی اتاق خالیه پری چهر که فلسطین بی تو هیچه وای پری چهر

...........................................

ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!
 
...........................................

اگه گفتی مذکرم یا مونث؟
برای دونستن جواب پایین رو نگاه کن:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این پایین رو که نمیگم، IQ!!!!
 
...........................................

تا حالا کون مورچه دیدی؟
دلم برات اونقدر شده.

...........................................

تا حالا بچه کونی لای نایلون دیدی؟
ندیدی؟ پس یه نیگا به گواهینامت بکن...

...........................................

از خامنه ای میپرسن این احمدی نژاد رو از کجا آوردی؟
میگه از تو تخم مرغ شانسی.
میگن آخه تو تخم مرغ شانسی این همه چیزای خوشگله؟
میگه احتمالا بچه ها تیکه هاش رو عوضی به هم وصل کردن.
 
...........................................

طبق آخرین اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر جوراب احمدی نژاد به عنوان یکی از سلاحهای کشتار جمعی شناخته شده.

...........................................

غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم.
احمدی نژاد میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
احمدی نژاد میگه من رو خوشگل کن.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...

...........................................

یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.
بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز هالا چی کار کنم؟!!!
 
...........................................

مي‌دونين چرا عده‌اي از افراد محترم جامعه(!!!) نمي‌تونن به 110 زنگ بزنن؟
.
.
.
.
.

چون كليد "11" رو روي شماره‌گير تلفن پيدا نمي‌كنن!

...........................................

يه زن كاتوليك بسيار مومن، از شوهر اولش 17 تا بچه داشته. شوهر اول كه ميميره، با يه مرد ديگه ازدواج مي‌كنه. وقتي سر شوهر دومي رو هم مي‌خوره، تعداد بچه‌هاش به 24 تا رسيده بوده! چند وقت بعد از فوت شوهر دوميه، خودشم بالاخره شر رو كم مي‌كنه!

وقتي كه جسدش رو تو كليسا گذاشته بودن و مراسم اجرا مي‌كردن، پدر روحاني يه نگاهي به جمعيت ميندازه و مي‌گه: بالاخره به هم رسيدن!

يكي از ميون جمعيت مي‌پرسه: منظورتون اينه كه به شوهر اولش رسيد يا دوميش؟

پدر روحاني مي‌گه: هيچ كدوم بابا، لنگاشو مي‌گم!

...........................................

يه بچه‌هه سر ميز صبحونه، هي داشته با تعجب به پدربزرگ پير و پولدار و خسيسش نگاه مي‌كرده! يه كم كه ميگذره بابابزرگه خسته مي‌شه و مي‌گه: چي شده نوه‌ي عزيزم؟ چرا به من زل زدي؟

بچه‌هه مي‌گه: بابا بزرگييييي، دارم مي‌گردم ببينم برچسب تاريخ و قيمتت رو كجا زدن!
بابابزرگه گيج مي‌زنه و مي‌گه: عزيزم متوجه نشدم، برچسب قيمت و تاريخ چيه ديگه؟

بچه‌هه مي‌گه: آخه بابايي ديشب به ماماني مي‌گفت كه هر وقت تاريخ مصرف اين پيري تموم بشه، انشاالله پرايدمونو با بي ام و عوض مي‌كنيم!
 
...........................................

فناوري نيروي هسته اي و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمند ايراني در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي رو بي خيال.... خودت چطوري؟؟

...........................................

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!

...........................................

منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن.

...........................................

خواستم اسمتو بذارم گل، گفتم پژمرده میشی.
بذارم خورشید، گفتم غروب میکنی.
بذارم ماه، دیدم روزا تنها میشم.
گذاشتم خایه که همیشه آویزونم باشی.

 
...........................................

يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي‌كردن!

قاضي بهش مي‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد مي‌زنه: اي كثافت بي شرف!

دوباره قاضي مي‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد محترم مي‌گه: اي بچه فلانه كثيف خارفلان مادربهمان!
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني مي‌شه و مي‌گه: آقاي فرد محترم جامعه، مي‌دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار مي‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!

فرد محترم مي‌گه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله‌ كه همسايه‌ي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!

...........................................
 

-به تركه ميگن با اشكال جمله بساز:
-تركه ميگه مادرت را گايدم
- يارو ميگه اين كه اشكال نداره
- تركه ميگه پس خواهرت را هم گايدم

...........................................

بچه از مامانش میپرسه مامان اون چی بود دیشب لای پای بابا میخوردی ؟ مامان میگه ماکارونی بود عزیزم . بچه میگه آخه ماکارونی که زیاده ولی دیشبی فقط یکی بود!
میگه آخه اون تک ماکارون بود!!!!!
 
...........................................

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
ميگه :آره ولي لگتي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!!!!
 
...........................................

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره،
جلسة اول از معلمش مي پرسه:
اين چراغ رنگيه چيه؟!
يارو مياد سركارش بگذاره،
ميگه: اين چراغ راهنماييه؛
وقتي سبزه يعني اهل تهران برن،
وقتي زرده شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده و قبول ميشه،
روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه.
افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار!
لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو

...........................................

یه یارو رفته بود پیش دوستاش و با افتخار میگفت : من دیشب کس کردم . دوستاش گفتند برو بابا ما که میدونیم تو پول نداری . پول از کجا آوردی ؟ گفت کون دادم !

...........................................

یه روز خانمه میره پیش دکتر میگه اقای دکتر کسم خال در اورده. خلاصه اقای دکتر هم براش پاک میکنه.فرداش دوباره میره پیش همون دکتره میگه اقای دکتر دوباره کسم خال در اورده.
دوباره دکتر براش پاک میکنه.برای فرداش دوباره خانمه میره پیش همون دکتره میگه اقای دکتر دوباره کسم خال در اورده.این بار دکتر خسته میشه میگه خانم شما شوهرتون نجاره؟خانم میگه بله.میگه
پس به اون کره خر بگو این دفه خواست برات ساک بزنه بگو مدادشو از بالای گوشش برداره
 

...........................................

یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش

...........................................

فرق مریضای بیمارستان ارتش با بیمارستان زنان چیه؟

مریضای بیمارستان ارتش تیر خوردن! مریضای بیمارستان زنان کیر خوردن!
 
...........................................

قزوینیه یه مهمون سمج داشت هرکاری میکرد نمیرفت!
به مهمونه میگه همسایه کارم داره!
میره برمی گرده میگه عجب آدمهای پر رویی پیدا میشه میگه بیا مهمان ما را بکن! نمیگه ما خودمان مهمان داریم!!!!

...........................................

به جوجه تیغی میگن آرزوت چیه؟
میگه: یکی دست محبت بکشه روی سرم!!!!

...........................................

یک روز یک زن به شوهرش گفت دیشب خواب خیلی با حالی دیدم شوهر پرسید چه خوابی ِ زن گفت خواب دیدم یک ظرف پر از کیر در مقابل ام است واه چه کیر های. شوهر با حالت ذوق زده ای پرسید کیر من هم در ان میان بود؟ .زن گفت اره کوچک ترین کیر از تو بود.مرد خیلی سر خورده شد و پیش خود قسم خورد انتقام بگیرد.
روز بعد وقتی از خاب بیدار شد به زنش گفت دیشب چه خوابی دیدم کلی حال کردم. زن درباره خواب پرسید. مرد گفت جه کس های خواب دیدم. زن پرسید کس من هم در ان میان بود؟ مرد گفت بله همه کس ها در میان کس تو بود.

 
...........................................

يه ماشيني داشته از يه گردنه رد ميشده ديده بوده يه ماشين بد جوري چپ كرده به يكي ميگه چي شده ؟ ميگه ماشينه گوز پيچ شده؟
يارو حاليش نميشه بر ميگرده و جهان رو اونجا ميبيبنه ازش ميپرسه چي شده
ميگه: نميدونم ماشين تو پيچ گوزيد نميدونم گوزيد و پيچيد نميدونم از دو طرف شده...

 
...........................................

يه ياروهه اي از تبريز رد ميشده ميبينه ملت جمع شدن جلوي استانداري و و زدن شيشه ميشه اش رو آووردن پايين اين يارو ميره يه تركه رو پيدا ميكنه ميگه : ببخشيد اينجا چه خبره؟
تركه بر ميگرده ميگه: الدي اگه ما هم ميدونستيم كه اينجا ديگه استاندار نداشت.

...........................................

قزوینیه میره مسابقه 20 سوالی.
- گرده؟
- بله
- پس کونه!!!!
- ا آقا درست صحبت کند
- چشم. ... سفیده؟
- بله
- خوب کونه
- آقا اگر درست صحبت نکنید بیرونتون میکنیم باشه؟
- باشه... سوراخ داره؟
- نه
- مگه کونه بدون سوراخ هم میشه!!!

...........................................

پسره تو خیابون به دختره میگه بخورمت دختره شاکی میشه پسره میگه ناراحت نشو میخواستم بعد از چند وقت یک گهی خورده باشم!!!!
...........................................

به پیره مرده میگن چیزت حرکت هم میکنه میگه آره وقتی از جوب میپرم یک تکونی میخوره
 
...........................................

به عربه میگن آرزوت چیه؟
میگه آرزوم اینه برای یه بارم شده صبح قبل از کیرم از خواب بیدار شم!

 
...........................................

یه روز یه ترکه با دوست دخترش که خیلی هم حشری بوده می ره سینما فیلم که شروع میشه چراغ های سالون خاموش می کنند دختره دستشو می کنه تو شورت ترکه و شروع می کنه به ور رفتن ترکه به دختره میگه: داغه
دختره میگه : اوهم!
ترکه میگه : نرمه؟
دختره میگه : اوهم!
ترکه میگه:کلفته؟
دختره میگه:اوی اوخ!
ترکه یهو بلند میشه وسط سینما داد میزنه به دختره میگه: بیچاره بدبخت اون انمه!!!!!

 
...........................................

به ترکه میگن یه موجود نام ببر! میگه: یخ!
میگن یخ که موجود نیست!
میگه: پس همه جا نوشتن یخ موجود است!!!

...........................................

برو اي گداي مسكين -- در خانه قلي زن
كه قلي ز در درايد --- و تو را چنان بگايد
كه دگر چنين گدايي --- در خانه اش نيايد

...........................................

پسر رشتي از باباش پرسيد چرا وقتي جوجه ها ميميرن پاهاشونو مي گيرن بالا؟
بابا گفت به خاطر اينكه فرشته ها ببرنشون بهشت.... فردا بچه به باباش زنگ ميزنه ميگه بابايي ماماني پاهاشو گرفته بالا تا فرشته ها ببرنش بهشت ولي جعفر آقا افتاده روش نميزاره!

...........................................

تست عربي كنكور 85:
"كونوا قوامين بالقسط" يعني چه؟
الف) به اقوامت قسطي كون بده.
ب) قسط كون اقوامت را بده .
ج) با اقوامت قسطي كون بده.
د)كوني بيا موسسه قوامين قسطت را بده

...........................................

با عرض پوزش این چند خط رو برای کسایی مینویسم که از بخش نظر سنجی اینجا برای تبلیغ پان ترکیسم و این جور مزخرفات استفاده کردند.


خیلی وقته آپدیت نکردم دلیلشم ایمیلها و نظرات بعضی از خواننده ها بود.
من خودم ترکم! ولی قبل از ترک بودن ایرانیم! گور پدر پدرسگ همه کسایی که سنگ کشور آذربایجان و ترکیه رو به سینه میزنند و رویای ایجاد کشور آذربایجان جنوبی تو سرشونه!
خاک بر سرها! ما ایرانی هستیم! فرق نمیکنه چه نژادی باشیم!
فارس - ترک - لر - بلوچ - کرد - گیل! همه ایرانی هستیم
اینو بفهمید!
پدر من ترک آذربایجانیه! خود من هم ترکم! ولی همه جا میگم ایرانیم

چون ایران کشور منه نه ترکیه! نه آذربایجان!

این سایت رو ساختم تا جایی باشه برای خندوندن و تفریح شما
ولی بعضیها شعور این رو ندارند که فرق شوخی و جک رو با مسائل جدی بفهمند!
 
...........................................

 

چراغ دستشویی ترکه خاموش میشه. ترکه میگه : اههههههه بازم باید از حفظ برینم!!!
 
...........................................

به ترکه میگن تا حالا تو اتوبان چپ کردی؟ میگه: نه فقط یه بار تو خیابون راست کردم آبروم رفت!!!
 
...........................................

ترکه ميره خواستگاري... به خانوادش ميگن : فرمودين آقازاده چه کاره بود؟ جواب ميدن وزير نفت...

...........................................

یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم.
میخام بدم پاکش کنن ریدی تو سرنوشتم!
 

...........................................

فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد

...........................................

تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه!!!
 
...........................................

ترکه هر ۳تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این کیر بود به ما دادی یا کله قند ؟؟!!!!!!!!!!
 
...........................................

شب بود من و تو تنها بودیم... بدن گرمت منو گرم می کرد. آروم پاهاتو باز کردم... با خجالت سینه هاتو فشار دادم... آخه اون شب اولین گاوی بودی که می دوشیدم!!!

...........................................

آیا می دانید معنای کلمه EHHMM که کاربرد زیادی در w.c دارد چیست؟؟ E : انرژی H : هسته ای H : حق M : مسلم M : ماست !!!

...........................................

وجدان تو مثل اسپرم می مونه که میخواد از تو آدم بسازه.اما افسوس نفست مثل کاندوم اجازه نمیده توی کونی آدم بشی!!!
 
...........................................

دلیل پیشرفت آمریکاییها نسبت به ایرانیان :
آمریکایی ها کیرشون تو کوس هست و فکرشون تو کار...
ایرانی ها فکرشون تو کوس هست و کیرشون تو کار...

...........................................

الآن توی اخبار شنیدم یه میمون توی تصادف کشته شده. خیلی نگرانتم. یه اس ام اس بفرست تا بدونم سالمی!!!

...........................................

میدونی اسگل ترین خواننده ایرانی کیه؟؟
فرشید امین! اگه گفتی چرا؟
چون نمیدونه خدا شب و واسه چی آفریده

 
...........................................

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
 
...........................................

قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه:
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!
 
...........................................

تركه شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده دستشو تو شورتشه!
 
...........................................

تركه بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
 
...........................................

جوك اس ام اسي:
این اس ام اس رو به سه نفر بفرست: ۱: کونی! ۲: کون گشاد ۳: کوس خل!!! بعد بشین فکر کن که تو کدوم یکی از اینا بودی که من اینو برات فرستادم
 
...........................................

برای کاهش درد هنگام کون دادن اعداد زیر را تکرار کن :
۱.۵.۸.۴.۶.۸.۳.۵.۰
کسخل ، الآن نه وقتی داری میدی!

...........................................

عشق ۶ مرحله داره :
۱: دیدار
۲: قرار
۳: بذار
۴: فشار
۵: درآر
۶: فرار ...

به امید دیدار!
 
...........................................

به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
 
...........................................

اول راستش می کنیم... بعد سرشو با تف خیس می کنیم... بعد می کنیم تو سوراخش! ما اینجور سوزن نخ می کنیم شما چطور؟؟!!!

...........................................

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت!
 
...........................................

يه روز دو تا پسره ميرن قطب شمال ، ميرسن به يه اسکيمو ، بهش ميگن:
- آقا شما اينجا زن سياه داريد؟
- آره داريم!
- زن سفيد هم دارين؟
- بله زن سفيد هم داريم!
- زن سياه و سفيد چی ؟ اونم دارين؟
- نه زن سياه و سفيد نداريم!!!!
يکهو يکيشون ميزنه پس گردن اون يکي ميگه نگفتم اين که میکردیم پنگوئنه
 
...........................................

پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!!

...........................................

ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در
 
...........................................

يکي رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه!!!!

...........................................

به ترکه میگن با آب و برق و خاک جمله بساز
میگه : خاک بر سر من که آبم مثل برق میآد
 

...........................................

تو كتاب خوندم سيگار بده ........................ديگه سيگار نكشيدم
تو كتاب خوندم مشروب بده ......................ديگه مشروب نخوردم
تو كتاب خوندم كه قمار بده .......................ديگه قمار نزدم
تو كتاب خوندم مواد مخدر بده ....................ديگه مواد نزدم
تو كتاب خوندم كس بده ............................ديگه كتاب نخوندم
 
...........................................

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

 
...........................................

شباهت پفک و سينه
هر 2 تاش مال بچه ها هست اگه باباها اجازه بدن!!!
 
...........................................

سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا
 
...........................................

زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند
 
...........................................

تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

...........................................

هيچ وقت با دل يه دختر بازي نکن چون يه دل بيشتر نداره ، با سينه هاش بازي کن که 2 تاست
 
...........................................

فرق باد کنک با خانم حامله چيه ؟
.
..
...
....








....
...
..
.




!بادکنک رو اول باد ميکني بعد بازي ميکني اما زنو اول بازي ميکني بعد باد ميشه
 
...........................................

مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه .ببينين.....

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها
 
...........................................

یه روز ترکه میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد ترکه رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و ... داریم . از کدوم یکی بدم . ترکه میگه :والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن . طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده.

...........................................

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!

 

 
نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

شنبه سی ام تیر 1386 17:26

اینم جوکای جدید تو اینترنت دیگه چی میخواین

لطفا نظر بدین

 

جوک اصفهاني

اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق وبهش بگيه کوچه اونطرفي شام ميدند  


--------------------------------------------------------------------------------


دانشگاه صنعتي اصفهان که بودم ميديدم بچه هاي اصفهاني روزهايي که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم ميگفتم دانشجو يعني اينها ولي بعد فهميدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل اين اعتکاف در دانشگاه بوده  


--------------------------------------------------------------------------------


نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزويني (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهاني $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش  


--------------------------------------------------------------------------------


گنجشک تهراني : داش جيک جيک گنجشک اصفهاني:جيک جيکسا  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهاني تف ميکنه اب بدنش کم ميشه  


--------------------------------------------------------------------------------


يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش توف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور  


--------------------------------------------------------------------------------


يه روز يه اصفاهاني بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش    


--------------------------------------------------------------------------------


ـ اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.  


--------------------------------------------------------------------------------


يه اصفهاني به يه عربه ح گفت چقدر ميدي تا من يه چشممو با دندون گاز بگيرم عربه ميگه شرط صد تومن و اصفهاني يه چشمش رو که مصنوعي بود در مياره و با دندون گاز ميگيره چند دقيقه بعد اصفهاني باز ميگه چقدر ميدي تا اون چشممو هم گاز بگيرم خلاصه يه دويستي شرط ميبندند اصفهانيه دندون مصنوعيش رو در مياره و بااون چشم ديگش رو گاز ميگيره عربه تصميم ميگيره تلافي کنه يه چند دقيقه بعد اصفهاني بازم ميگه خوب حالا چند ميدي تا رو شلوارت من جيش کنم ولي شلوارت خيس نشه عربه گفت پنج تومن اصفهانيه هم قبول کرد و رو شلوار عربه جيش کرد عربه ديد شلوارش خيس شد پنج تومنو گرفت و رفت  


--------------------------------------------------------------------------------


داستان واقعي: زمان دانشجويي با يکي از دوستان که اصفهاني بود با ماشينش رفته بوديم بيرون (دوتايي), اين رفيق ما يه جارو خلاف رفت و پليس جلوشو گرفت و جريمش کرد, آقا چشمتون روز بد نبينه اين رفيق ما يغه مارو چسبيد که موقع خلاف و جريمه شدن تو هم تو ماشين بودي بايد نصفشو بدي!  


--------------------------------------------------------------------------------


يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار  


--------------------------------------------------------------------------------


يه اصفهانيه به دوستش ميگه : حسن خودکار داري . ميگه نه جوهرش تموم شده . به اون يکي دوستش ميگه : مجتبي مداد داري ميگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانيه ميگه اي بدبختا حالا بايد از خودکار خودم استفاده کنم.  


--------------------------------------------------------------------------------


اين جوک نيست که مي خوام بگم يک اتفاق واقعي است من تو شرکتي کار مي کنم که گهگاه از شهرهاي ديگر بسته هاي پستي داريم که بايد برايشان پس بفرستيم معمولا به خود اشخاص مي گيم که هزينه پست را برايمان بگذارند.(معمولا1000 تومان) يک روز يک آقايي از اصفهان تماس گرفت و قرار شد بسته اش را براي ما بفرسته و ما نيز گفتيم که هزينه پست برايمان بگذاريد خلاصه بعد از خيلي چکو چونه زدند گفتم که هرچقدر دوست داري بگذار داخل پاکت . گذشت و بعد از دوهفته بسته ايشون رسيد دستمان مي دونيد چقدر داخل پاکت گذاشته بود ؟... ما که همگي مرديم از خنده شما رو نمي دونم . ايشون 50 تومان گذاشته بودند.  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ اصفهانيه ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! اصفهانيه ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!


--------------------------------------------------------------------------------


‏- يه روز يه اصفهاني با زن وپسرش ميرن کنار رودخونه براي پيکنيک که براي‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ مي برند!!!!!! يدفعه پسرشون را آب ‏مي بره که پدره داد مي زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بيشتر درست نکن!!!‏ *** ولي خدايشش تا حالا من با 3 تا اصفهاني دوست شدم هيچکدامشان خسيس نبودند .. بر عکس کاملا دست و دلباز بودن***  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه ميخواسته جک بگه مي گه باشه براي بعد ازش مي پرسن چرا بعد مي گه انرژي مصرف مي شه 

 


--------------------------------------------------------------------------------
جوک هاي ترکي
--------------------------------------------------------------------------------
ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!
--------------------------------------------------------------------------------


تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه ...يرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!
--------------------------------------------------------------------------------

يه روز تركه ميره قهوه خونه ? تا چايي ميخوره ? تا ?? تا ?? تا. قهوه خونه چيه شاکي ميشه ميگه : بابا خسته نشدي اين همه چايي خوردي؟ تركه ميگه : راست ميگي واللا قربونت يه چايي بيار بخوريم خستگيمون در بره!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن، خرشو ميگيرن، ميگن: مرتيكه بي ‌همه چيز! اين چه گهيه كه داري اينجا ميخوري؟! تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!

--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن ? تا تيم اروپايي نام ببر ميگه: اينترنال اونترنال ترمينال شرق ترمينال غرب!
--------------------------------------------------------------------------------

يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . تركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد.
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بده صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ يارو ميگه: مرسي سلام ميرسونه
--------------------------------------------------------------------------------

تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم
--------------------------------------------------------------------------------

يه ترکه اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه : خدا کنه کنه نوکيا در بياد
--------------------------------------------------------------------------------

تركه اسمش مراد بوده، ازش مي پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ ميگه آخه من آب نطلبيده بودم!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه : آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم مي خوابند زير، شما مي خوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو مي كني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نمي فهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو مي خوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره،‌‌ تا دسته مي كنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفه رو زنه واساساً‌ ترتيبشو ميده. قضيه مي گذره، تا بعد از يكي دوهفته،‌ باز دكتره مي بينه تركه و زنش اومدن تو مطب. مي پرسه: ‌دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، مي بخشيد،‌ بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان مي كنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، ‌مي بريم مطب اين مي كنيم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه جنده بلند كرده بوده داشته تو ماشين ميبرده، نيرو انتظامي جلو شو ميگيره. سربازه به زنه ميگه: خواهر پياده شو . تركه برميگرده ميگه: خواهرته؟! بدبخت جـــنـــده ‌ست!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه ترکه قبر کن بوده بعد يه روز داشته يه مرده هرو خاک مي کرده که يهو مرده زنده ميشه و همه فرار مي کنن.بعد ترکه با بيل مي زنه تو سر طرف و يارو مي ميره! ترکه داد مي زنه: نترسيد من کشتمش!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه دوتا قانون ميزاره: 1. اسب ديگه نمي تونه فيلو بزنه 2. خر هم بازيه
--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن با آش جمله بساز ميگه: محمدياش صلوات!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميگن جمله بساز توش آب باشه ميگه: لوله!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن واحد کمتر از مثقال چيه؟ ميگه: چس مثقال!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه پشت ماشينش مي‌نويسه: يا زهرا، يا هيچكس!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه شلوارشو برعكس مي‌پوشه، ننه‌اش بهش ميگه: الهي قربونت برم، وقتي ميري انگار داري ميايي
--------------------------------------------------------------------------------

تركه زنگ مي‌زنه 110 ميگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستي و دنده ماشين منو دزديدند، پليسه ميگه: ببخشيد، شما ترك هستيد؟ يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ پليسه ميگه: هيچي، پاشو برو جلو بشين!

--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره توالت، دو سه تا باد صدا دار خيلي بلند ازش در ميره، وقتي مياد بيرون مي‌بينه دو سه تا دختر خيلي باكلاس دم در ايستادند، براي اينكه ضايع نشه ميگه: عجب مردمي هستند، ميگوزند، آب نمي‌ريزند كه بره!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با جوراب لنگه به لنگه مياد بيرون از خونه. عباسعلي بهش مي رسه مي گه : غولامعلي اين جورابات چرا اينجوري لنگه به لنگه است ؟ مي گه نمي دونم والله . يه جفت عين همين جورابها رو هم توي خونه دارم كه لنگه به لنگه است !!! 
--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن اصول دين را نام ببر توحيد ؛ نبوت ؛ امامت ؛ رسالت ؛ ونک
--------------------------------------------------------------------------------

تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگ! ه من زدم؟!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه! 
--------------------------------------------------------------------------------

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟ 
--------------------------------------------------------------------------------

به تركه ميگن با بند، دندان و عشق شعر بگو. ميگه: چو بند كرست با دندان باز شد، يا علي گفتيم و عشق آغاز شد! 
--------------------------------------------------------------------------------

به تركه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه؟
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميره استاديوم، جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالاي سرش رو با تعجب نگاه مي کرده! بهش ميگن: چرا فوتبال نگاه نميکني؟ ميگه: دنبال کلمه «زنده» ميگردم! 
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه هر ?تا بچه اش ديابت مي گيرن. رو مي کنه به آسمون داد ميزنه: خداااااااااااااا... اين ...ير بود به ما دادي يا کله قند ؟؟
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه قرص اِکس رو پشت و رو ميخوره "افسردگي" ميگره
--------------------------------------------------------------------------------

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!
--------------------------------------------------------------------------------

بچه ترکه نقاشي ميکشه ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباه ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده! باباه باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره بالاي پل عابر پياده ميگه خب من خر » من نفهم. آخه مگه شما اينجا رودخونه ميبينيد كه پل زديد
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميره دکتر ميگه : آقا هيچ کي منو آدم حساب نمي کنه دکتر مي گه : نفر بعدي.
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با دو نفر ديگه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي
--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن: اسمت چيه ؟ ميگه والا ,اسمم حمزه ولي تو خونه شيش کوچولو, صدام مي کنن
--------------------------------------------------------------------------------

  ترکه تو مسابقه قرآن سوره بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه تو عروسي مي خونده: مي خوام با  بوسه گل لباتو پر پر کنم!!!  يه هو کميته مي ريزه تو مجلس!!! ترکه ميگه:بعد گلاي پر پر رو هديه به رهبر کنم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه به زنش ميگه : عجب داماد آمريکايي خوبي داريم . زنه ميگه چطور؟ ميگه من پشت در بودم شنيدم برا اينکه ما بيدار نشيم داشت دخترمونو ساکت ميکرد و هي ميگفت : ساک ايت! ساک ايت!
--------------------------------------------------------------------------------

به يه تركه ميگن :‌ راسته شما به خر ميگين داداش ميگه آره داداش
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره آمپول بزنه ميره تو درمانگاه پيش پرستاره ميگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه ميكنه ميبينه پني سيلين هستش ميگه آقاشما آخرين بار كي پنيسيلين زدين ؟ ميگه ديروز پرستاره ميگه خيلي خب آمپول رو ميزنن و تركه غش ميكنه حالش بد ميشه و .... بعد از اينكه حالش رو جا ميارن پرستاره با عصبانيت ميگه مرتيكه مگه نگفتي ديروز پني سيلين زدي تركه : آره ولي ديروز هم همينجوري شد
--------------------------------------------------------------------------------

از ترکه ميپرسن شيشه چه جوري ساخته ميشه ميگه به پشم شيشه واجبي ميزنن
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه زنش دو قلو مي زاد به دکتره ميگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه مي خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه : اِهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چجور اسميه؟ ميگه:‌ ميخوام كسي نپره روش!!
--------------------------------------------------------------------------------

رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن ! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن،‌ ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟‌ رشتيه ميگه:‌ اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبه‌گره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جلق مي زنم،‌ خانم تو رشت حامله ميشه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقة دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به ...س ننة تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه! ...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

صيغه عقد رشتيا :‌انكاه سنتي وااصفاو امتي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه به زنش ميگه خداوکيلي تا حالا چند نفر کنارت خوابيدن؟زنه ميگه خداوکيلي فقط تو کنارم خوابيدي بقيه تا صبح بيدار بودن
--------------------------------------------------------------------------------

 رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا ...لق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم
 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بـ...ن! بازم بـ...ن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا ...ايه هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه شب عروسيش بوده، بهش غذا نميرسه. خيلي شاكي ميشه و تا آخر همينجور اخماش تو هم بوده. آخر شب ميشه بهش ميگن: بيا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتيه با همون اوقات تلخ ميگه: هر پدرسگي كه كبابشو خورده ، بياد .....سشم بكنه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي با عصبانيت مي ره خونهبه زنش مي گه:تمام پرده هاي خونه رو بکن زنش همه پردهها رو مي کنه . رشتي مي گه: بشين حالا دو کلام بي پرده با هم حرف بزنيم !!!
--------------------------------------------------------------------------------

يك رشتي بعد از چند سال بچه دار ميشه بالاي خونش مي نويسه با تشكر از اهالي محل ...
--------------------------------------------------------------------------------

يه رشتي به دوستش مي گه : جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم ...
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه مست مست ميره خونه, كليد رو از جيبش در مياره و ميگه اين كليد بنده, در رو باز ميكنه و ميگه اين حياط خانه بنده, ميره توي اتاق خواب و ميگه اين اتاق خواب بنده, مي بينه زنش خوابيده, ميگه: اين زن بنده, مي بينه مردي پيش زنش خوابيده, ميگه اينهم خود بنده
--------------------------------------------------------------------------------


تو رشت اوّل فروردين ساعت هشت ادره هواشنسي اينجوري اعلام وزي هوارو ميکنه. البتّه با لهجه رشتي :ساعت هشت است اينجا رشت است و امّا اعلام وضع هوا : شيش ماهه اوّل که باراني. وه امّا شيش ماهه بعد چه باراني چه باراني 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع مي‌كنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است
--------------------------------------------------------------------------------

يكي ازين لات و لوتاي هيكليه تهروني ميره تو يك عرق فروشي تو رشت. خلاصه يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايي كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسي مشكلي داره؟! ملت همه جفت مي كنند، هيچكي صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايي كه طرف راستم نشستن، ‌همشون زن قحبن! كسي مشكلي داره؟! باز كسي خايه نمي‌كنه چيزي بگه. يهو يك رشتيه هيكلي از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلي داري؟! رشتيه ميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!!! 
--------------------------------------------------------------------------------

 از رشتيه ميپرسن چرا 2 تا زن گرفتي..؟؟!!ميگه: يوهو ديدي مهمون اومد
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي را پاس بداريم ---- چنگال : قاشق تابستوني، كفش : نفربر، كشتي : تش خيس، آينه : من درش پيدا، شيشه : اونورش پيدا، حمام : پاكستان، دگمه : بستني، دمپايي : منبر، چنگال : يكي بود يكي نبود، سيم خاردار : ديوار تابستوني، بچه گربه : نيمكت، پاي گربه : پاكت،  جاي گربه:جاکت، قايق : كفتر، ماشين : مراكش، تانك : حيدر، تخت خواب : مازندران، تخت خواب : محرم اسرار، پاك كن : مالش بر دانش، ويلن : ميره و مياد خوشم مياد، مگس : پرويز، خرمگس : پرويز تركه، مگس كش : پرويز صياد، مگس سمج : پرويز كاردان، بادمجان : خيار عزادار، گوجه : چراغ خطر ديزي، دماغ : نفس كش، گوش كوب : لهستان
--------------------------------------------------------------------------------

خطبه عقد رشتي ها: "النکاح سنتي بعد کيف امتي!!!"
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم،‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! رشتيه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش ...س شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من ....ير ميخوام! رشتيه ميگه: آي گفتي!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خواي، زناشون هم ميگفتن: پس ما ها رو كي گاي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مي رو اون دنيا بهش ميگن اين ساعت ها رو مي بيني  هر زني کار بد کنه يک دور عقربه اش مي چرخه!!!  رشتيه ميگه ساعت زن من کدومه؟ ميگن اونو گذاشتيم بالا جاي پنکه!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ??سال زنش رو با خيار مي...رده!!زنش بلاخره  يه شب ميفهمه!!ميگه مرد تو خيلي مادر جنده اي!!  ...رشتيه ميگه جنده تويي که با خيار تا حالا ? بار زاييدي!!
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدوني رشتي ها کي گه گيجه ميگيرن؟....................................روزپدر
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

از رشتيه ميپرسن قبول داري شهيدان زنده اند؟....ميگه اووووووو اقا جان بله که قبول دارم....من پسرم ?? ساله شهيد شده عروسم ? سال يه بار ميزاد!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تازه از سربازي بر ميگرده باباش ميگه پسرم خوش اومدي..بيا برات زن گرفتم اينم بچت
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوغايي كردم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك ...ير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما ....ير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدونين رشتيا به رونِ پا چي ميگن؟‌ ....ون كش خايه مال!!
--------------------------------------------------------------------------------

به يه رشتيه مي گن نظرت درباره خانه عفاف چيه ؟ رشتي : الحمدلله خيلي خوب شد براي خانم بچه هامون هم يه كاره دولتي پيدا شد!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتي؟ چي شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكي شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكي بوده. رفيقش ميپرسه چي شده، تو چرا ناراحتي؟ ميگه هيچي بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو ...اييدم، خوارتو ...اييدم، عمتو ...اييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه ...اييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!!


--------------------------------------------------------------------------------


رشتيه با يه زن و شوهر تو كوپه قطار بوده، زن و شوهر سخت مشغول كار خير بودند. مرده ضمن كار هي ميگفته: اگه پسر بشه اسمشو ميذارم كامبيز، اگه پسر شد حتما اسمشو ميذارم كامبيز. تو همين حال يه دفعه قطار از ريل خارج ميشه و شوهره از قطار پرت ميشه بيرون. بعد از يك مدتي زنه پاميشه داد ميزنه: اِه! شوهرم كو؟! رشتيه همينجوري كه صورتشو پاك ميكرده ميگه: خانم من شوهرتونو نميدونم اما آقا كامبيز كه اينجاست!!

 

--------------------------------------------------------------------------------


به رشتيه ميگن پسره حسن آقا داره ترتيب زنتو ميده!!! ميگه: اووووو ماشا ا... بزرگ شده ها!!!!

 

--------------------------------------------------------------------------------
جوک رشتي
--------------------------------------------------------------------------------


رشتيه مي خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه : اِهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چجور اسميه؟ ميگه:‌ ميخوام كسي نپره روش!!
--------------------------------------------------------------------------------

رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن ! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن،‌ ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟‌ رشتيه ميگه:‌ اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبه‌گره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جلق مي زنم،‌ خانم تو رشت حامله ميشه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقة دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به ...س ننة تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه! ...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

صيغه عقد رشتيا :‌انكاه سنتي وااصفاو امتي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه به زنش ميگه خداوکيلي تا حالا چند نفر کنارت خوابيدن؟زنه ميگه خداوکيلي فقط تو کنارم خوابيدي بقيه تا صبح بيدار بودن
--------------------------------------------------------------------------------

 رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا ...لق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم
 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بـ...ن! بازم بـ...ن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا ...ايه هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه شب عروسيش بوده، بهش غذا نميرسه. خيلي شاكي ميشه و تا آخر همينجور اخماش تو هم بوده. آخر شب ميشه بهش ميگن: بيا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتيه با همون اوقات تلخ ميگه: هر پدرسگي كه كبابشو خورده ، بياد .....سشم بكنه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي با عصبانيت مي ره خونهبه زنش مي گه:تمام پرده هاي خونه رو بکن زنش همه پردهها رو مي کنه . رشتي مي گه: بشين حالا دو کلام بي پرده با هم حرف بزنيم !!!
--------------------------------------------------------------------------------

يك رشتي بعد از چند سال بچه دار ميشه بالاي خونش مي نويسه با تشكر از اهالي محل ...
--------------------------------------------------------------------------------

يه رشتي به دوستش مي گه : جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم ...
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه مست مست ميره خونه, كليد رو از جيبش در مياره و ميگه اين كليد بنده, در رو باز ميكنه و ميگه اين حياط خانه بنده, ميره توي اتاق خواب و ميگه اين اتاق خواب بنده, مي بينه زنش خوابيده, ميگه: اين زن بنده, مي بينه مردي پيش زنش خوابيده, ميگه اينهم خود بنده
--------------------------------------------------------------------------------


تو رشت اوّل فروردين ساعت هشت ادره هواشنسي اينجوري اعلام وزي هوارو ميکنه. البتّه با لهجه رشتي :ساعت هشت است اينجا رشت است و امّا اعلام وضع هوا : شيش ماهه اوّل که باراني. وه امّا شيش ماهه بعد چه باراني چه باراني 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع مي‌كنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است
--------------------------------------------------------------------------------

يكي ازين لات و لوتاي هيكليه تهروني ميره تو يك عرق فروشي تو رشت. خلاصه يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايي كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسي مشكلي داره؟! ملت همه جفت مي كنند، هيچكي صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايي كه طرف راستم نشستن، ‌همشون زن قحبن! كسي مشكلي داره؟! باز كسي خايه نمي‌كنه چيزي بگه. يهو يك رشتيه هيكلي از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلي داري؟! رشتيه ميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!!! 
--------------------------------------------------------------------------------

 از رشتيه ميپرسن چرا 2 تا زن گرفتي..؟؟!!ميگه: يوهو ديدي مهمون اومد
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي را پاس بداريم ---- چنگال : قاشق تابستوني، كفش : نفربر، كشتي : تش خيس، آينه : من درش پيدا، شيشه : اونورش پيدا، حمام : پاكستان، دگمه : بستني، دمپايي : منبر، چنگال : يكي بود يكي نبود، سيم خاردار : ديوار تابستوني، بچه گربه : نيمكت، پاي گربه : پاكت،  جاي گربه:جاکت، قايق : كفتر، ماشين : مراكش، تانك : حيدر، تخت خواب : مازندران، تخت خواب : محرم اسرار، پاك كن : مالش بر دانش، ويلن : ميره و مياد خوشم مياد، مگس : پرويز، خرمگس : پرويز تركه، مگس كش : پرويز صياد، مگس سمج : پرويز كاردان، بادمجان : خيار عزادار، گوجه : چراغ خطر ديزي، دماغ : نفس كش، گوش كوب : لهستان
--------------------------------------------------------------------------------

خطبه عقد رشتي ها: "النکاح سنتي بعد کيف امتي!!!"
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم،‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! رشتيه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش ...س شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من ....ير ميخوام! رشتيه ميگه: آي گفتي!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خواي، زناشون هم ميگفتن: پس ما ها رو كي گاي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مي رو اون دنيا بهش ميگن اين ساعت ها رو مي بيني  هر زني کار بد کنه يک دور عقربه اش مي چرخه!!!  رشتيه ميگه ساعت زن من کدومه؟ ميگن اونو گذاشتيم بالا جاي پنکه!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ??سال زنش رو با خيار مي...رده!!زنش بلاخره  يه شب ميفهمه!!ميگه مرد تو خيلي مادر جنده اي!!  ...رشتيه ميگه جنده تويي که با خيار تا حالا ? بار زاييدي!!
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدوني رشتي ها کي گه گيجه ميگيرن؟....................................روزپدر
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

از رشتيه ميپرسن قبول داري شهيدان زنده اند؟....ميگه اووووووو اقا جان بله که قبول دارم....من پسرم ?? ساله شهيد شده عروسم ? سال يه بار ميزاد!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تازه از سربازي بر ميگرده باباش ميگه پسرم خوش اومدي..بيا برات زن گرفتم اينم بچت
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوغايي كردم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك ...ير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما ....ير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدونين رشتيا به رونِ پا چي ميگن؟‌ ....ون كش خايه مال!!
--------------------------------------------------------------------------------

به يه رشتيه مي گن نظرت درباره خانه عفاف چيه ؟ رشتي : الحمدلله خيلي خوب شد براي خانم بچه هامون هم يه كاره دولتي پيدا شد!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتي؟ چي شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكي شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكي بوده. رفيقش ميپرسه چي شده، تو چرا ناراحتي؟ ميگه هيچي بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو ...اييدم، خوارتو ...اييدم، عمتو ...اييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه ...اييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!!


--------------------------------------------------------------------------------


رشتيه با يه زن و شوهر تو كوپه قطار بوده، زن و شوهر سخت مشغول كار خير بودند. مرده ضمن كار هي ميگفته: اگه پسر بشه اسمشو ميذارم كامبيز، اگه پسر شد حتما اسمشو ميذارم كامبيز. تو همين حال يه دفعه قطار از ريل خارج ميشه و شوهره از قطار پرت ميشه بيرون. بعد از يك مدتي زنه پاميشه داد ميزنه: اِه! شوهرم كو؟! رشتيه همينجوري كه صورتشو پاك ميكرده ميگه: خانم من شوهرتونو نميدونم اما آقا كامبيز كه اينجاست!!

 

--------------------------------------------------------------------------------


به رشتيه ميگن پسره حسن آقا داره ترتيب زنتو ميده!!! ميگه: اووووو ماشا ا... بزرگ شده ها!!!!

--------------------------------------------------------------------------------


       جوک تركِ
--------------------------------------------------------------------------------
تركه از يكي ميپرسه اقا قبله كدوم طرف؟! يارو نشونش ميده .. تركه ميگه بايد خيلي برم؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

به تركه مي گن اون جهنمه اون بهشت كدومشو مي خواي بري .
تركه مي بينه جهنم خيلي رديفه و كلي حوري ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا . ميگه مي رم جهنم .
تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش . ميگه چي شد .
مي گن آخه چند وقت بود كسي نمي اومد اينجا رفته بود رو اسكرين سيور . :lol:
--------------------------------------------------------------------------------

از تركه ميپرسن پيغمبر كي به رسالت رسيد؟ ميگه ايلده بيلميرم من سيد خندان پياده شدم :eek:
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟؟
--------------------------------------------------------------------------------

تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟
--------------------------------------------------------------------------------

تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كم كم داري فرار ميكني ها!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه جشنواره شكار بوده تو جنگل هاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون . ميگن : دونشوت ديگه چيه؟ ?اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: ?والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي اينجوري ميكردن: Don't Shoot!!! Don't Shoot!!!
--------------------------------------------------------------------------------

با اجازه از تركهاي با مرام
يارو تركه ميبينه كه پل قطار خراب شده و يه قطارم داره از راه ميرسه خلاصه ميره پيراهنشو اتيش ميزنه و قطارو نگه ميداره وقتي قطار مي ايسته يه نارنجك ميندازه زير قطار منفجر ميشه يه عالمه ادم ميميرن يارو رو ميگيرينش بهش ميگن نه به اون پيرهن اتيش زدنت نه به اين نارنجك انداختنت ميگه والا من از بچگي همش اين دهقان فداكارو با فهميده قاطي ميكردم
--------------------------------------------------------------------------------

از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل?! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

يک روز يکي داشت راه ميرفت خسته شد دويد :eek:
--------------------------------------------------------------------------------

زندگي 3 ايستگاه دارد! 1.تولد 2.عشق 3.مرگ...... آقا لطفا ايستگاه دوم نگه دار !!
--------------------------------------------------------------------------------

پاييز را دوست  دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...
--------------------------------------------------------------------------------


اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنجشنبه ها بيا مزارم گل سرخي را رو قبرم بزار تا هميشه اون گل رو که بهت داده بودم به خاطر بيارم....ولي....اگه تو مردي....من فقط يكبار... ميام مزارت..ميام و اون دسته گل سفيد مريم رو که با خون خودم سرخش کردم برات هديه ميکنم و عاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي !!
--------------------------------------------------------------------------------


خدا رادوست دارم چون حرف هاي آدم هارو سند تو آل نميکنه... خدا رو دوست دارم چون آيديش هميشه روشنه... خدا رو دوست دارم چون هيچکس رو Ignore نميکنه... خدا رو دوست دارم چون خداست....
--------------------------------------------------------------------------------


در تاريکي شب 3 شمع روشن کردم... اولي براي ديدنت،... دومي براي ماندنت،... سومي براي بوسيدنت. در آخر هر 3 را خاموش کردم براي در آغوش کشيدنت......
--------------------------------------------------------------------------------


ميبيني هنوز همانم، همان قدر عاشق، همان قدر بي دل، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم، اگر نتوانستم نامه تو را بي آنکه بترسم مزمزه کنم پس زبان به چه درد ميخورد، اگر نتوانم فرياد بزنم دوستت دارم پس دهنم به چه درد ميخورد؟ ( تقديم به تو كه دوستت دارم اما از من دوري)
--------------------------------------------------------------------------------

ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگزره... ولي تو که دنياي مني چطوري ازت بگزرم؟!!
--------------------------------------------------------------------------------
رو تو يه حساب ديگه ايي ميکردم ناراحت نشو ولي تازه ميفهمم مردم راست ميگفتن تو آدمه دو رويي هستي...........يه روت ماه ه ، يه روت گل يکي از يکي قشنگ تر!
--------------------------------------------------------------------------------

يه پسره شلوارش برعکس ميپوش، وقتي که ميخواد از خونه بيرون بره، مادرش ميگه: الهي قربونت بشم که هر وقت داري ميري، انگار که داري بر ميگردي!
--------------------------------------------------------------------------------

يک زن بچه خود را مي‌برد مکتبخانه وبه مکتب دار ميگويد پسرم حرف منرا گوش نمي دهد لطفا او را بترسانيد،مکتبدار يک دفعه فرياد بلندي کشيد در اين هنگام زن غش کرد ووقتي به هوش آمد گفت:من گفتم بچه را بترسان نه مراو او جواب داد وقتي عذاب نازل شود ترو خوشک را باهم مي سوزاند.

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

شنبه شانزدهم تیر 1386 23:18
لطفا نظر بدین تا بتونم وبلاگ و اون جور که دوست دارین گسترشش بدم

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 13:17

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... ‌آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده

 

ميدوني که چه موقع مي فهمي دنيا دو روزه؟ وقتي که اوني که دوستش داري بهت بگه تا آخر دنيا باهاتم

 

 

قلبمو هدیه می دم بهت مواظبش باش.نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

 

 

عشق مانند ساعتی شنی است که با قلب لبریز و با مغز تهی می شود

 

 

زن براي عاشق شدن به چندين قرن نياز دارد و براي فراموشي به يك دقيقه.........ولي ...مرد براي عاشق شدن به يک دقيقه نياز دارد و براي فراموش کردن به چندين قرن

 

انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با آن زندگي مي کني 3-بوسه خاک که با آن با به عرصه ابديت مي گذاري

 

مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه.

 

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محكم بكوبم توي سرت تا بفهمي كه فراموش كردن من چقدر سخت و دردناکه

 

دقت كرديد كه همه چيزهاي خوب خانم هستند: خورشيد خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه،

 

ترکه ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه: اون گلی که زدی به يقه‌ات، خارش اذيتت نمي‌کنه؟ترکه ميگه: خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می‌کنه!

 

 
 
 


 

 

در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار :

 سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟

و كسي جوابي نداد چون ؛

 در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟

 در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟

 در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟

در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟

در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه ؟

 

 
 
 


 

 

تست کنکور هنر:

 اولين هنري که پس از ديدن چهره آرايش کرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟

الف: مينياتور.

ب: صافکاري، بتونه کاري و نقاشي اتومبيل!!!!

ج: دوپينگ!!!!

د: من به ناموس مردم نگاه نميکنم

 

 
 
 


 

 

مي دوني فرق تو با گاو چيه؟!!

..........................

..........................

ناراحت نشو شوخي کردم هيچ فرقي باهاش نداري ......

 

 
 

 



 

 

مشخصات آدم جِوات :

  1. گوشی ۶۶۰۰ نوکيا
  2. سيستم ۱.۵ ميليونی روی پيکان ۵۴
  3. شلوار ۶ جيب سبز
  4. کفش قيصری
  5. خط ريش چکمه ای
  6. دستمال يزدی
  7. اونی که اين مطلبو می خونه !!!!!!!
 
 


 

 

be ghazanfar migan : 3 ta esm begoo ke tosh allah dashte bashe .

mige : abdollah,yadollah,sindrellah

خوشتون اومد؟!!! J

 
 
 


 

 

از يه ديونه ميپرسن چرا ديونه شدي ميگه من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زنم مادر زن پدر شوهرش شد دختر زن من پسري زاييد كه داداش من ونوه زنم بود پس نوه منم بود پس من پدر بزگ داداشم شدم زن من پسري زاييد كه زن پدرم ننه پسرم و مادر بزرگ او شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهر زاده پسرم شدم

 

 
 
 


 

 

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ." ايتاليايي ها ميگن:"عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن :"عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

 

 
 
 


 

 

دخترا چند نوع داداش دارن ؛

1.   داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجاني بگيرن .

2.   داداش بزن بهادر تا در مواقع لزوم حال بعضيها رو بگيره .

3.   داداش خوش تيپ و پولدار تا به دوستاشبگه (( اين  Boy friend  منه)) .

4.   داداش خَرخون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه .

5.   داداش ماشين دار تا اونو سر موقع سر قرار برسونه !!!!!

6.   داداشي که چشم ديدنشو نداره ( همون داداش واقعيه خودش !!!!!!!!!!!! )

 

 

 
 

 



نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 13:8
توصيه اول و آخر : مطالعه اين صفحه يک کمي صحنه داره و براي کودکان زير 62 سال و بانوان توصيه نميشود

 از اونجائي که همه ايراني ها با هر قوميت و قبيله اي واسه ما محترم هستند ما تا اونجائي که شــده بجای استفاده از قوميت ها از کلمه خشايار ( مستوفي ) يا بهروز خالي بند استفاده مي کنيم  اگه هم نشده خلاص خيلي شرمنده اخلاق ورزشکاريتونيم .........     خشايار  و بهروز را که يادتون هست تو زير آسمان شهر ،، البته اگه خواستين ميتونين از آقا غلام  يا مهران مديری و هر در به در ديگه هم استفاده کنين اينــــــــــــه

ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-----------------------------------------------------------------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

-------------------------------------------------------------------

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

------------------------------------------------------------------------------------

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

-------------------------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 

-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

==========================================

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

-------------------------------------------------------------------------

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

------------------------------------------------------------------------

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

------------------------------------------------------------------------

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

------------------------------------------------------------------------

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

------------------------------------------------------------------------

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند

********************************************

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

3- طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

94- يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |

چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 12:46
سلام لطفا جدید ترین جوکارو برای وبلاگه خودتون ارسال کنید
نوشته شده توسط محسن  | لینک ثابت |